این پژوهش با بازخوانی بنیادین مفهوم «حجاب» در منظومه انسانشناسی قرآن و حکمت متعالیه نشان میدهد که حجاب فراتر از یک حکم فقهی یا الزام اجتماعی، ساختاری هستیشناختی و تکوینی است که شرط تحقق مقام خلافت انسانی و نفخهی الهی در وجود انسان محسوب میشود. رویکرد فلسفی-عرفانی این مطالعه، با اتکا به مبانی حکمت صدرایی و عرفان ابنعربی، حجاب را بهعنوان پوشش اولیه وجود انسان معرفی میکند که بستر ضروری تجلی امر الهی را مهیا میسازد.
نوآوری اصلی تحقیق در تغییر بنیادین جایگاه حجاب از یک حکم شرعی به ظرفی هستیشناختی برای ظهور حقیقت الهی است که این نگاه تازه میتواند فهم عمیقتر و تحولآفرینی در فلسفه دین و عرفان نظری به همراه داشته باشد. همچنین، این رویکرد میتواند پایهای محکم برای نظریهپردازیهای نوین در عرفان تطبیقی فراهم آورد.
این تحلیل، افقی گسترده در فهم ارتباط حجاب با نظام آفرینش و انسانشناسی دینی میگشاید و نقش محوری آن را در فرایند تحقق خلافت الهی برجسته میسازد